تبليغاتX
P A R H A M - P A R I S A N
 
P A R H A M - P A R I S A N
 
 
مرا با گیتارم بسوزانید
 

پینک فلوید تنها گروهی در جهان بودن که گفتن: ما برای دل خودمون می خونیم نه برای مردم!

داستان پینک فلوید از اونجایی شروع شد که Roger Waters ، Syd Barret و David Gilmour توی دبیرستانی توی کمبریج هم مدرسه ای بودن. اونا بعد از تموم کردن دبیرستان به دانشگاه هنر لندن رفتن و توی رشته ی نقّاشی مشغول به تحصیل شدن. در ابتدا Roger به همراه Nick Mason و Richard Wright که توی همون دانشگاه معماری می خوندن گروهی به اسم SIGMA تشکیل داد و بعد از مدّتی هم Syd و یک گیتاریست جاز به اسم Bob Close به گروه اونا ملحق شدن و اسم گروه به Pinkfloyd که ترکیبی از اسم دو تا از نوازنده های قدیمی موسیقی جورجیای اَمریکا به اسم های Pink Andersson و Floyd Consol بودن تغییر کرد.

گروه توی اواخر سال 1966 شروع به اجرای برنامه توی کلوب های زیر زمینی لندن کردن. اونا اوّلین اَهنگشون رو به اسم اَرنولد لین بیرون دادن و تونستن به کمک موسیقی ابتکاری، شعر های نا متعارف و لهجه ی انگلیسی Syd (که بر خلاف لهجه های اَمریکایی که اون روز ها توی تمام اَهنگ های راک وجود داشت) اَهنگشون رو جزو 20 اَهنگ پرفروش انگلستان کرد.

اَهنگ بعدی اونا در می 1967 با اسم نواختن امیلی را ببین رکورد شد و به جای ششم جدول صعود کرد و بالاخره در اکتبر همون سال اوّلین اَلبوم گروه با اسم نی زن بر دروازه های سپیده دم نقش وارد بازار شد. این اَلبوم تأثیر زیاد Syd روی گروه رو نشون میداد. ترانه های این اَلبوم پر از تصاویر کودکانه و انعکاسی از اَثار Luise Carol (نویسنده ی داستان اَلیس در سرزمین عجایب) بودن. علاوه بر این نوازندگی گیتار Syd که با شیوه ی جدید نواختن ارگ Richard ترکیب شده بود نقطه ی اوج این اَلبوم بود.

بعد از این اَلبوم Syd رفتار های عجیبی از خودش نشون میداد و حتّی توی بعضی از کنسرت ها اصلآ نوازندگی نمی کرد و بی حرکت روی استیج می ایستاد و بالاخره هم در سال 1968 از گروه جدا شد.

بعد از Syd و برای جانشینی اون David Gilmour که دانشجوی زبان های مدرن بود به گروه ملحق شد. بدون شعر های Syd گروه شانس زیادی برای موفّقیّت توی تک اَهنگ ها نداشت و برای همین کار خودشون رو روی اجراهای زنده متمرکز کردن و اوّلین کنسرت رو توی Hide Park لندن اجرا کردن.

اَلبوم بعدی گروه به اسم یک نعلبکی پر از راز نشون داد که گروه می تونه به حیات خودش ادامه بده. توی این اَلبوم کار الکترونیکی Roger بویژه توی اَهنگ دستگاه ها را روی قلب خورشید تنظیم کن نقطه ی اوج بود.

اَهنگ های Pinkfloyd برای همه ی جهان جاذبه ای عجیب داشتن. گروهش فکر می کردن که این جاذبه به خاطر استفاده ی خلّاق و هوشمندانه از ساز های الکترونیک مثل کیبور و گیتار الکتریک و ترکیب اونا با Effects های صوتی مثل صدای انفجار، تیک تاک ساعت و . . . بوجود اومده. گروه دیگه ای معتقد بودن که عامل این جاذبه در واقع متفاوت بودن مایه ها و ترانه های گروه بود. گروه سومی هم بر این باور بودن که اجرا های زنده و ترکیب های و جلوه های نوری و بصری توی کنسرت ها عامل موفّقیّت Pinkfloyd بود.

امّا به هر حال اعضای Pinkfloyd هرگز مثل Beatles یا Rolling Stones مطرح نبودن و همیشه هم روی این گمنامی خودشون اصرار داشتن برای همین هم بعد از سی سال فعّالیّت هنری، هویّت و زندگی اعضای گروه پشت کیفیت اَثار و اجراهای زنده ی اونا گم شد.

بزرگترین کنسرت Pinkfloyd در سال 1994 برای زنده نگه داشتن اَهنگ های قدیمی برگزار شد که حدود صد هزار نفر بیننده داشت و بعد از اون هم اعضای گروه تقریبآ از موسیقی کناره گیری کردن.   

 

 

 |+| نوشته شده در  بیست و نهم مرداد 1386ساعت 11:55  توسط پرهام   | 

Beatles معروفترین، پر اَوازه ترین و عجیب ترین گروه موسیقی راک اند رول در جهان بودن. در 6 جولای 1957 ، John Winston Lennon که رهبری گروه موسیقی Quarry Men رو به عهده داشت با Paul McCartney اَشنا شد. Paul اون موقع توی کلیسای شهر نوازندگی می کرد و John هم به شدّت تحت تأثیر نوازندگی Paul قرار گرفت و ازش خواست که با همدیگه یه گروه جدید تشکیل بدن. Paul هم قبول کرد و از John خواست که یکی از دوستان دوران دبیرستانش رو که George Harrison نام داشت به گروه بیاره امّا John به خاطر سن کم George قبول نکرد ولی بعدآ از تصمیم خودش پشیمون شد و درست 15 روز مونده به روز تولّد George از اون خواست که وارد گروه بشه و اینجوری George بعد از اجرای ترانه ی Raunchy بعنوان عضو جدید گروه معرّفی شد.

اونا برای اسم گروه گزینه های مختلفی در نظر گرفتن . . . اسم هایی مثل Silver Beetles ، The Beatles و Johnny & Moondogs که از بین همه ی اونا The Beatles انتخاب شد. John یکی از دوستان نزدیکش رو به اسم Stuart Sutcliffe برای نوازندگی گیتار و Pete Best رو هم برای طبل زنی دعوت کرد.

در 1960 اعضای Beatles با رؤیای پول و شهرت وارد هامبورگ شدن امّا وضعیّت با اون چیزی که فکر می کردن خیلی فرق می کرد. اونا مجبور شدن توی یک کلوب درب و داغون قدیمی برنامه اجرا کنن و شب ها هم روی همون استیج بخوابن و اَخرش هم به خاطر سن کم George اونا رو از اَلمان دپورت کردن.

در سال 1961 Brian Epstein (یکی از تهیّه کننده های انگلیسی) کار Beatles رو شنید و خوشش اومد و شروع به تکثیر ترانه های اونا کرد. Brian بالاخره تصمیم گرفت یه دیدن Beatles بره و وقتی که به اون کلوب قدیمی رسید از دیدن وضعیّت مالی بد گروه تعجّب کرد. به نظر Brian چیزی که Beatles رو از سایر گروه های راک اند رول اون زمان لیورپول جدا می کرد چهره های متفاوت اونا با اَرایش خاصّ موهاشون و معصومیّتی بود که توی چهره های اونا موج می زد. Brian یک سوئیت برای گروه گرفت و رسمآ مدیر تولید اونا شد امّا هنوز زمان زیادی از سر و سامان گرفتن Beatles نگذشته بود که اونا با یه شوک مواجه شدن . . . Stuart Sutcliffe در اثر سکته ی مغزی در هامبورگ در گذشت و گروه هم به احترام اون هفت هفته در بهترین کلوب های اَلمان برنامه اجرا کرد.

بعد از چند تلاش ناموفّق برای پیدا کردن تهیّه کننده Beatles بالاخره Martin رو برای حمایت مالی پذیرفت امّا در همین زمان Pete Best نوازنده ی طبل از گروه جدا شد. Beatles برای جانشینی، Ringo Starr رو پیشنهاد کردن امّا Martin قبول نکردو به جای اون از Andy White خواست تا به اونا ملحق بشه. حضور Andy در گروه خیلی زیاد طول نکشید چون اعضای گروه توی هر اجرا برای حضور Ringo اصرار می کردن و بالاخره Martin هم مجبور شد نظر جمع رو قبول کنه و اینجوری Ringo Starr هم وارد گروه شد.

در 5 اکتبر 1962 بالاخره اوّلین ترانه ی رسمی Beatles با اسم Love Me Do رکورد و منتشر شد. این ترانه در واقع نقطه ی حرکت گروه بود. سال بعد اونا به تلویزیون انگلستان دعوت شدن تا به اجرای ترانه ی Please Please Me بپردازن. این ترانه با ریتم و هارمونی محکمی که داشت خیلی زود به رده ی اوّل چارت انگلیسی وارد شد و اون برنامه هم بیشتر از 6 میلیون بیننده داشت و سکّوی پرتابی شد برای اعضای گروه که خیلی زود به ثروت و شهرت برسن.

ترانه های بعدی اونا هم با نام های Yeah Yeah Yeah She Loves و With From Me To You وارد بازار شد و تونست به صدر جدول پرفروش ترین های انگلستان راه پیدا کنه و حتّی ترانه ی I Want To Hold Your Hand بیشتر از یک میلیون کپی در انگلستان فروخت و در نوامبر 1963 رتبه ی اوّل در جدول پر فروشترین های اَمریکا رو بدست اَورد.

سال 1964 سال مهمی برای Beatles بود چون بیشتر رقبا کنار رفتن و اونا تونستن بازار فروش رو بدست بگیرن. اون سال ملّت اَمریکا درگیر کشته شدن جان اف کندی بودن، الویس پرسلی به ارتش رفته بود، جری لوئیس و جک باری درگیر رسوایی های حرفه ای بودن و بوپر و باد ساولی هم در سانحه ی هوایی کشته شده بودن؛ تو چنین وضعیّتی همه ی توجّه تلویزیون های اَمریکا به Beatles جلب شد.

در 9 فوریه ی 1964 Beatles به یک برنامه ی تلویزیونی به اسم Ed Sullivon Show دعوت شدن. این برنامه پربیننده ترین برنامه ی تلویزیونی اَمریکا شد طوریکه در زمان پخش این برنامه هیچ جنایتی توی کلّ اَمریکا به ثبت نرسید.

بعد از اجرای عالی Ed Sullivon Show گروه به انگلستان برگشت و با استقبال شدید مردم رو به رو شد و در همین زمان بود که اونا برای دو فیلم A Hard Day's Night و Help ترانه ساختن.

سال بعد Beatles دوباره به اَمریکا برگشتن تا توی استادیوم Shea نیویورک برنامه اجرا کنن، برنامه ای که با بیشتر از 55000 تماشاچی رکورد تماشاچی کنسرت در اون موقع رو شکست. کنسرت بعدی در توکیو ژاپن بود که به خاطر ازدحام جمعیّت، گروه نتونست از هتل خارج بشه و امّا کنسرت بعدی در فیلیپین بود که چون  دعوت شام مادام مارکوس ، پادشاه فیلیپین رو رد کردن باعث عصبانیّت مردم شدن و مجبور شدن که سریعآ فیلیپین رو ترک کنن.

امّا دوره ی سقوط Beatles از سال 1966 شروع شد و دقیقآ وقتی که John توی یک مصاحبه گفت که Beatles از عیسی مسیح هم محبوب تره. این جمله باعث خشم شدید مردم شد. اگر چه John چند بار عذرخواهی کرد امّا بازم نتونست جلوی خشم مردم رو بگیره طوریکه در 9 اَگوست 1966 گروه مورد سوء قصد جانی قرار گرفتن و در کنسرت سین سیناتی هم مردم روی استیج اومدن و وسائل گروه رو شکستن.

کم کم اعضای گروه وارد مسائل حاشیه ای شدن. اختلاف بین John و Paul بالا گرفت و در همین زمان Ringo از اونا جدا شد. امّا در 9 ژانویه ی 1969 اونا برای اَخرین بار دور هم جمع شدن تا اَخرین آَلبوم خودشون رو به اسم Abbey Road رکورد کنن. یک ماه بعد Paul در یک اَگهی عمومی رسمآ کناره گیری خودش رو از Beatles عنوان کرد و گروه بعد از یک دهه فعّالیّت جدا شدن. Beatles در کلّ عمر هنری خودش 17 اَلبوم داد (البته به غیر از اَلبوم هایی که بعدآ اعضا بصورت انفرادی رکورد کردن) که به ترتیب زیرن:

1- 1963 Please Please Me

2- 1963 With The Beatles

3- 1964 A Hard Day's Night

4- 1964 Beatles For Sal

5- 1965 Help

6- 1965 Rubber Soul

7- 1966 Revolver

8- 1967 Sgt.Pepper's Lonely

9- 1967 Magical Mystery Tour

10- 1968 The White Album

11- 1969 Yellow Submarine

12- 1969 Abbey Road

هر چند که Beatles دوره ی پر فراز و نشیبی داشتن امّا باید گفت که اونا پدیده ی موسیقی دهه ی 60 بودن . . . بعد از جدایی Beatles هر کدوم از اعضا بصورت انفرادی کارشون رو ادامه دادن . . . در اَخر هم فکر کردم اگه بیوگرافی تک تک اعضا رو براتون بنویسم بد نباشه پس می ریم سراغ بیوگرافی اعضای گروه :

 

» John Winston Lennon :

John توی اکتبر 1940 در لیورپول انگلیس به دنیا اومد. پدر اون به اسم Fred بازرگان دریایی بود که John رو توی 5 سالگی ترک کرد John هم به همراه مادرش، Julio به شهر Black Pool رفت . . . وقتی که اونا به Black Pool رسیدن پدر John برگشت و John هم مجبور بود که با پدرش زندگی کنه امّا مدّتی نگذشت که پدر John دوباره به دریا رفت و مادرش هم توی یک سانحه ی رانندگی کشته شد و Mimi (خاله ی جان) سرپرستی اونو به عهده گرفت. Mimi زنی مؤدب و تحصیلکرده بود و در واقع اون بود که John رو با موسیقی اَشنا کرد و نوازندگی تار و گیتار رو بهش یاد داد. John و Mimi خیلی به هم عادت کردن طوریکه وقتی پدر John بعد از چند سال برگشت تا اونو با خودش ببره John قبول نکرد.

John کم کم موسیقی رو جدّی گرفت و تونست رهبری گروه Quarry Men رو به عهده بگیره. John در سال 1957 در مراسم جشن کلیسای Wooten با McCartney اَشنا شد و بهش پیشنهاد یه گروه تازه داد و به این ترتیب بیتلز شکل گرفت.

در سال 1962، John با یکی از همکلاسی های دانشکده ش به اسم Cynthia Powell ازدواج کرد؛ البته این ازدواج زیاد طول نکشید چونکه بعدها John با Yoko Ono یکی از کارمندهای گالری Indica توی ژاپن اَشنا شد و با اینکه از همسر قبلیش یه پسر داشت اونا رو ترک کرد و با Yoko ازدواج کرد.

بعد از جدایی بیتلز John تصمیم گرفت که کارش رو به صورت انفرادی ادامه بده. ترانه های جدید اون با استقبال خوبی مواجه شدن و حتّی به اتفّاق ستاره های موسیقی مثل Elton John تو کنسرت های مختلفی شرکت کرد امّا با تولّد پسرش که همزمان با تولّد چهل سالگش خودش بود موسیقی رو کنار گذاشت و یه جورایی مرد خانواده شد.

در سال 1980 John دوباره به دنیای راک برگشت و به همراه همسرش Yoko اَلبوم جنجالی Milk & Honey (شیر و عسل) رو رکورد کرد و همون موقع تصمیم گرفت که یک تور دور دنیا برگزار کنه ولی هرگز نتونست این تصمیمش رو عملی کنه چون در 8 دسامبر همون سال وقتی داشت از یک جلسه به خونه بر می گشت، Mark David Chapman ، یکی از طرفدارانش که روز قبل ازش امضاء گرفته بود اونو با شلیک گلوله به قتل رسوند. John رو بعد از حادثه به بیمارستان رسوندن ولی چون شدّت خونریزیش خیلی زیاد بود نتونست مقاومت کنه.

خبر قتل John به سرعت توی جهان پیچید و Yoko هم از مردم خواست تا به احترامش 10 دقیقه سکوت کنن.

 

» George Harrison  :

George در فوریه ی 1943 در لیورپول انگلیس به دنیا اومد. پدرش Harold راننده ی اتوبوس و مادرش Louise هم خانه دار بود. George تا قبل از رسیدن به دبیرستان، وقتی که دوره ی ابتدایی رو توی مدرسه ی Doredale میگذروند پسر سر به زیر و موفّقی بود امّا بعد از وارد شدن به دبیرستان فرهنگستان لیورپول علاقه ی خودش رو به تحصیل از دست داد، امتحان ها رو یکی یکی خراب می کرد و کاملآ سرکش شده بود. نوع لباس و اَرایش موهاش کاملآ با جوونای همسن و سال خودش فرق می کرد و بدون توجّه به قوانین دبیرستان موهای خودش رو بلند می کرد و لباس های چرمی می پوشید.

George هم دبیرستانی McCartney بود و بوسیله ی همین اَشنایی تونست وارد Beatles بشه.

George هم بعد از جدایی بیتلز در سال 1970 به صورت انفرادی شروع به کار کرد و با راک بازهای مشهوری مثل Eric Clapton به اجرای برنامه مشغول شد. در همون سال ها بود که درگیر پرونده ی جنجالی سرقت هنری ترانه ی My Sweet Lord شد که این پرونده اَخرش هم در سال 1976 با محکومیت George بسته شد.

George در سال 1971 توی یک کنسرت خیریّه در بنگلادش شرکت کرد و بعد از اون یک اجرای ناموفّق در تور اَمریکا داشت و در سال 1991 کم کم از موسیقی فاصله گرفت. در همین روزها اون با Patti ازدواج کرد ولی خیلی زود از هم جدا شدن. بعدها Patti با Eric Clapton ازدواج کرد امّا این مسأله تأثیری روی دوستی George و Eric نداشت.

ازدواج دوّم George با Alivia Avias منشی شرکت Dark Horse بود که حاصل این ازدواج پسری به اسم Dhani شد.

George در سال 1980 کتاب خاطراتش رو با اسم I Am Mine (من مال خودم هستم) منتشر کرد بعد به جمع کردن ترانه های Beatles مشغول شد و تونست گلچینی از بهترین ترانه های Beatles رو جمع کنه.

در اَخر George به صورت اتّفاقی از وجود تومور مغزی در سرش خبردار شد و بعد از مدّت های طولانی که در بیمارستان های سوئیس و اَمریکا گذروند در نوامبر 2001 درگذشت.

 

» James Paul McCartney :

Paul در ژوئن 1942 توی لیورپول انگلیس به دنیا اومد. مادرش یک قابله و پدرش یکی از اعضای گروه JAZZ بود. البته پدرش به پیانو هم وارد بود ولی هرگز اونو به Paul یاد نداد چون معتقد بود که اَدم باید هر چیزی رو به صورت اَکادمیک و اصولی یاد بگیره.

Paul موسیقی رو با نوازندگی ترومپت شروع کرد ولی چپ دست بودنش کارش رو سخت می کرد، بعد از ترومپت اون گیتار رو یاد گرفت و در مراسم جشن گروه Quarry Men با John اَشنا شد و John هم ازش خواست که به گروه جدید اون ملحق بشه.

بعد از Hit شدن اَهنگ های Beatles در سال 1967 Paul با Linda Eastman اَشنا شد و بعد از جدایی Beatles با Linda ازدواج کرد.

Paul بعد از Beatles به اجرای Solo رو اَورد و اَلبوم McCartner رو رکورد کرد و توی همین سال ها گروهی به اسم Wings تشکیل داد و تونست با اون موفّقیّت های زیادی بدست بیاره تا جائیکه بوسیله ی اَلبوم Band On The Run (روی خط فرار) به دو جایزه ی Grammy دست پیدا کرد.

Paul در سال 1997 در قصر باکینگهام انگلیس از ملکه ی انگلستان لقب سر گرفت.

در 17 اَوریل 1998 همسر Paul که دچار بیماری سرطان بود از دنیا رفت و Paul حالا به ترانه سرایی مشغوله.

 

» Ringo Starr :

Ringo در جولای 1940 در لیورپول انگلیس به دنیا اومد. اون تنها فرزند ریچارد استارکی و الویس گلاو بود. پدر اون هم مثل پدر John اونو توی 5 سالگی رها کرد و سرپرستی Ringo رو مادرش به عهده گرفت.

Ringo در 6 سالگی به علّت عفونت اَپاندیس توی بیمارستان بستری شد و 10 هفته به کما رفت تا بالاخره به هوش اومد و 6 ماه دیگه هم برای اطمینان توی بیمارستان موند و توی این مدّت خیلی از درس و مدرسه عقب افتاد امّا یکی از دوستانش به اسم Marie Maguire کمکش کرد تا بتونه درسهاش رو بخونه.

در سال 1953 مادر Ringo با Harry Graver ازدواج کرد. در این زمان Ringo به علّت همون بیماری بچّگی هاش دوباره توی بیمارستان بستری شد. Ringo وقتی 15 سالش بود از بیمارستان مرخّص شد و سراغ مدرسه رفت امّا چون نمی تونست هیچ امتحانی رو پشت سر بذاره تصمیم گرفت وارد بازار کار بشه. Ringo اوّل بعنوان پیک اداره ی راه اَهن لیورپول استخدام شد ولی توی معاینات پزشکی رد شد بعد بعنوان گارسون توی یک کشتی تفریحی که بین ولز و لیورپول حرکت می کرد مشغول به کار شد ولی خیلی زود از اونجا هم اخراج شد بعد Ringo توی یک شرکت مهندسی استخدام شد و اوقات فراغتش رو با دوستاش به نوازندگی می پرداخت.

Ringo عادت های عجیبی داشت . . . دوست داشت لباس های کابویی بپوشه و انگشت هاش رو پر از انگشتر کنه. اون توی سال 1959 گروهی به اسم Rory Storm تشکیل داد ولی بعد اسم گروه رو به Hurricanes تغییر داد و راهی هامبورگ شد یعنی جایی که با Beatles اَشنا شد.

در سال 1962 ، Paul از Ringo خواست تا به Beatles ملحق بشه و اونم به سرعت قبول کرد. 5 سال بعد Ringo با زنی به اسم Maureen Cox ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند بود البته چند سال بعد Maureen در اثر پوکی استخوان در گذشت.

Ringo بعد از جدایی Beatles دو اَلبوم انفرادی به بازار عرضه کرد و وارد کار فیلم و تلویزیون هم شد (از جمله سریال محبوب اَلیس در سرزمین عجایب)؛ همچنین  توی دو اَلبوم اَخر Harrison و McCartney هم با اونا همکاری کرد.

در 1995 گروهی به اسم Ringo Starr تشکیل داد و کنسرت های بزرگی توی دنیا برگزار کرد امّا وقتی که می خواست ششمین تور خودش رو برگزار کنه دخترش Lee بدلیل تومور مغزی زیر تیغ جرّاحی رفت و Ringo در تمام این مدّت از موسیقی دور بود.

Ringo حالا توی سن 65 سالگی به همراه همسر جدیدش باربارا زندگی می کنه و برای گروهش برنامه ریزی می کنه.

 

 

 |+| نوشته شده در  هفدهم مرداد 1386ساعت 12:49  توسط پرهام   | 

کمتر کسی پیدا میشه که اسم متالیکا رو نشنیده باشه، گروهی که حتّی وقتی ساکتن هم سر و صدا ایجاد می کنن، گروهی که بدون حمایت مالی از گاراژها به بزرگترین استودیوها رسیدن.

گرچه اَثار گروه هایی مثل بیتلز ، پینک فلوید ، Eagels و رولینگ استونز بیشتر از متالیکا فروخته امّا باید قبول کنیم که این گروه ها (با اینکه خاطره شون همیشه زنده ست) تاریخ مصرفشون گذشته و این وسط فقط متالیکاست که هنوز تور اجرا می کنه، اَلبوم میده و هنوز زنده ست بدون اینکه به هل دادن نیازی داشته باشه.

دو عضو اوّلیّه ی گروه Larse Ulrich و James Alan Hetfield بودن. پدر Larse یک تنیسور بزرگ حرفه ای دانمارکی بود، برای همین هم Larse یک کودکی خیلی اَزاد، راحت و پر از سفر داشت امّا از اون طرف James توی خونه ای خرابه بزرگ شد، پدرش فردی فوق العاده مذهبی (از فرقه ی کریستین سانس) بود و James از روی ناچاری به کارهای سخت و کم دراَمد رو اَورد و حتّی بیشتر جاهای لس اَنجلس رو ندیده بود.

در 18 اکتبر 1981، Larse و James همدیگه رو از روی یک اَگهی در روزنامه ی محلّی پیدا می کنن و اینطوری پایه ی اوّلیّه ی گروه شکل می گیره. James وظیفه ی خوندن و همینطور نواختن گیتار ریتم و گیتار باس و Larse هم وظیفه ی نواختن درام و تنظیم رو به عهده گرفت. اونا اوّلین اَهنگشون رو به اسم Metal Massacre (کشتار اَهنین) با یه دستگاه ارزان و قدیمی ضبط کردن و بالاخره برای اجرای اَهنگ دوم به اسم Hit The Light (روشنایی را فراری دهید) Ron Mcgowny وظیفه ی نواختن گیتار باس و Dave Mustaine هم وظیفه ی نواختن لید گیتار رو به عهده می گیرن.

از اینجا به بعد گروه با اسم متالیکا (به معنای رویش متال جوان) حالت رسمی به خودش می گیره.

اونا اوّل توی کنسرت گروه هایی مثل SAXON قطعاتی رو اجرا می کردن امّا بالاخره با ضبط یک Demo عالی به اسم نبود زندگی تا چرم تونستن تا حدودی متال زیر زمینی رو معرّفی کنن و همینطور طرفدارهایی توی سان فرانسیسکو و نیویورک پیدا کنن و از همه مهمتر تونستن توجّه گروه اَینده دار Truma ، بخصوص کلیف برتون نوازنده ی بیس اونا رو به خودشون جلب کنن.

بالاخره متالیکا به شمال سان فرانسیسکو رفت و بعد از اینکه یک نوازنده ی بیس جدید وارد گروه شد و او هم نتونست رضایت James و Larse رو بدست بیاره کلیف برتون به گروه ملحق شد. در همین زمان گروه برای تعویض Dave Mustaine به نیویورک رفت؛ البتّه Dave هم بعد از اخراج از متالیکا بیکار ننشت و یک گروه رقیب به اسم Mega Death راه انداخت. رادی مک ویتاکه ، تولید کننده ی گروه، Krik Hammet ، گیتاریستی از سان فرانسیسکو رو که از شاگردهای Joe Satriani بود برای جانشینی Dave پبشنهاد کرد و Krik هم در سال 1983 وارد گروه شد.

اوّلین اَلبوم متالیکا با نام Kill'em All (همه شان را بکش) در اَخرهای سال 1983 منتشر شد و به دنبال اون گروه کنسرت های زیادی رو تو شهر های مختلف اجرا کرد.

اَلبوم دوم در سال 1984 با تهیه کنندگی flemming Rassmussem ، در استودیو Sweet Silence و با اسم Ride The Lighting (بر اَذرخش بران) ضبط و منتشر شد. این اَلبوم علاوه بر اینکه لحن اعتراضی Kill'em All رو حفظ کرده بود از لحاظ موسیقی و ترانه خیلی پخته تر شده بود. از 8 ترانه ی Ride The Lighting قطعآ ترانه ی Fade To Black (رنگ باختن به سوی سیاهی) از همه تأثیر گذارتر بود چون این اَهنگ که الهام گرفته از دزدی وسایل گروه در همون سال توی Boston بود، به شکل خاصّی به موضوع شکست پرداخته بود. درست بعد از Ride The Lighting گروه قراردادی با الکترا ، معروفترین کمپانی ضبط بست.

اَلبوم سوم متالیکا، Master Of Puppets (ارباب عروسک های خیمه شب بازی) در سال 1986 منتشر شد و گروه به همراه Eric Clapton ، Ozzy Osbourne و Phil Collins اجرای گسترده ی تورهای خودشون رو شروع کردن. اَلبوم سوم به رتبه ی 29 رسید و 72 هفته تو جدول پرفروش های اَمریکا بود.تور با ستاره های راک دنیا بهشون کمک کرد که بیشتر از قبل مورد توجّه قرار بگیرن و وارد دوره ی جدیدی بشن. امّا در همین زمان متالیکا بدشانسی بزرگی اَورد، اون هم این بود که بازوی James وقتی که داشت اسکیت بورد بازی می کرد شکست و این گروه رو با افت کمی مواجه کرد. به ناچار جان مارشال تا بهبودی James وظایف اون رو در تور به عهده گرفت و گروه بعد از یک تور دور اروپا به خاور دور رفتن. James بالاخره در 16 سپتامبر 1986 به گروه برگشت امّا صبح روز بعد متالیکا بدشانسی بزرگتری اَورد؛ اتوبوس حامل اعضای گروه وقتی داشت به سمت سوئد می رفت واژگون شد و کلیف برتون ، بیسیت گروه کشته شد.

درسته که کلیف عضو اصلی گروه و برای بقیه مثل یک معلّم بود امّا به خاطر همون درسی که کلیف درباره ی خود باوری به اعضا داده بود، اونا تصمیم گرفتن بدون کلیف ادامه بدن.

بعد از کلیف ، Jason Newsted تنها کسی بود که به خاطر توانایی هاش و داشتن عادت های مشابه با اعضا از بین 45 درخواست کننده جانشین اون شد. گروه تصمیم گرفت که به حال و هوای تورهاشون برگردن که هم Jason رو با روند کار اَشنا کنن و هم بتونن غم از دست دادن کلیف رو فراموش کنن. بعد از تموم شدن تورها گروه به بهانه ی معرّفی Jason صفحه ای از اَهنگ های ضبط شده به اسم بازدیدی دوباره از روزهای گاراژ منتشر کرد که به نظر دنباله ای برای طرف دوم که در سال 1984 منتشر شد می اومد.

وقتی Jason تونست جای ثابتی توی گروه بدست بیاره گروه برای ضبط اَلبوم چهارمش با نام And Justice For All (و عدالت برای همه) اَماده شد و بالاخره این اَلبوم در 1988 منتشر شد. And Justice For All توی لیست فروش اَمریکا رتبه ی 6 رو بدست اَورد و نامزد دریافت جایزه ی Grammy برای بهترین آلبوم Metal/Rock شد. متالیکا وارد دور تازه ای شده بود، کنسرت ها و تور ها خیلی گسترده تر از قبل برگزار می شدن و گروه برای ترانه ی تک مانده جرأت ساخت اوّلین ویدئو رو پیدا کرد و بالاخره با اجرای مستقل تک مانده تونست به جایزه ی Grammy دست پیدا کنه.

در سال 1991 متالیکا شاهکار ترین اَلبوم خودش رو به اسم The Black Album (اَلبوم سیاه) به تولید کنندگی Bob Rock منتشر کرد. The Black Album نسبت به اَلبوم های قبلی کار تازه ای بود. ترانه ها کوتاه تر، عمیق تر و با یکنواختی کمتری بودن. این اَلبوم خیلی زود در همه جای جهان رتبه ی یک رو بدست اَورد و تونست هفته های زیادی در صدر لیست پرفروش ها بمونه. بدون شک The Black Album بهترین اَلبوم متالیکا تا امروزه.

5 سال طول کشید تا گروه اَلبوم بعدی خودش رو به اسم Load که طولانی ترین اَلبوم تاریخ متالیکا و شامل 14 ترانه بود ضبط کنه.

بلافاصله در سال 1997 گروه اَلبوم بعدیشون رو هم (که همراه با اَلبوم قبلی ضبط شده بود) با نام Re-Load وارد بازار کردن.

باید بهتون بگم که دوقلو های Load متالیکایی در حقیقت ادامه دهنده ی راه The Black Album بودن، یعنی گروه، موسیقی پر محتوا و کوبنده و ترانه های قدرتمند رو جایگزین سبکی کردن که تو اَلبوم های قبلی استفاده کرده بودن. منصفانه نیست اگه بگیم متالیکا تغییر زیادی کرد چونکه گروه همون گروهی بود که Kill'em All و And Justice For All رو ضبط کرده بود امّا Load و Re-Load نشون دادن که متالیکا توی نگاهش به موسیقی تغییر ایجاد کرده.

در سال 1999 متالیکا اَلبوم زنده ی S&M رو به همراهی ارکستر سان فرانسیسکو و به رهبری مایکل کیمن منتشر کرد و تونست رده ی دوم رو در لیست پرفروش ها مال خودش کنه. ترانه ی I Disappear(ناپدید می شوم) که برای موسیقی فیلم مأموریت غیر ممکن 2 نوشته شده بود توی همین اَلبوم بود.

در ژانویه ی 2001 بالاخره Jason ، عضو ناراضی گروه اعلام کرد که از متالیکا کناره گیری کرده. دلیلش هم این بود که به نظر اون James و Krik گروه رو طبق عقاید خودشون پیش می بردن البتّه جلوگیری James از انتشار اَلبوم شخصی Jason هم توی این تصمیم اون بی تأثیر نبود.

در اَوریل همون سال James ، Larse و Krik به استودیو رفتن تا کار روی اَلبوم بعدی خودشون رو شروع کنن امّا در اَگوست همه چی به هم ریخت و تمام برنامه های گروه لغو شد چونکه James برای ترک اعتیادش به الکل توی یک مرکز اعتیاد بستری شده بود. بعد از بهبودی و بازگشت James گروه تصمیم گرفت که Bob Rock تهیّه کننده ی گروه رو به جای Jason Newsted جایگزین کنه.

و بالاخره اَخرین اَلبوم متالیکا تا امروز یعنی ST.Anger (خشم مقدّس) در سال 2003 وارد بازار شد که بازم نسبت به کار های قبلیشون سبک متفواتی داره. بعد از ST.Anger هم Robert Trujillo از گروه Osbourne بعنوان بیسیست جدید وارد گروه شد.

به نظر من علّت اصلی موفّقیّت متالیکا رو میشه دوری اونا از کلیشه های Metal دونست. اونا لباس های پر زرق و برق اون دوره رو کنار گذاشتن، درباره ی دختر ها و رابطه ی جنسی اَواز نمی خوندنن و شروع به ساخت اَهنگ هایی درباره ی جنگ و خشونت کردن.

همون روزی که James توی اَلبوم Kill'em All فریاد زد: امروز صدا بلندتر از همه چیز است، میشد موفّقیّت همیشگی متالیکا رو حس کرد.

 

 |+| نوشته شده در  نوزدهم تیر 1386ساعت 14:0  توسط پرهام   | 
 
  بالا